معماری و حافظه؛ فضا به مثابه یادآوری جمعی
نویسنده: شهباز غفوری
حافظه، نه پدیدهای صرفاً ذهنی بلکه عنصری فضایی است. ما مکانها را بهیاد میسپاریم، نه صرفاً رویدادها را. کوچهای که در کودکی در آن بازی کردهایم یا خانهای که در آن غم یا شادی را تجربه کردهایم، برای ما صرفاً جغرافیا نیستند؛ بلکه حاملان معنا و مششخصههای بازشناسی ماهیت هستند.
معماری، از این منظر، دستگاهی است برای ضبط و بازپخش خاطرات جمعی. بسیاری از شهرها شخصیت خود را از طریق خاطرات مشترک مردمانشان میسازند؛ خاطراتی که اغلب در فضاهای عمومی، بناهای تاریخی یا حتی در خانههای ساده شکل گرفتهاند.
اما این حافظه چگونه در فضا حک میشود؟ از طریق مصالح، مقیاس، ساختار، نور، و حتی صدا و بو. طراحی آگاهانه میتواند حافظه را تقویت یا تضعیف کند. نوسازی بیملاحظهی محدودههای تاریخی، نه تنها کالبد که خاطرهی جمعی را نیز تخریب میکند.
برخی معماران معاصر، با تمرکز بر «معماری حافظه»، تلاش کردهاند تا تجربهی زیستهی کاربران را در طراحی وارد کنند. این معماری، نه فقط برای عملکرد، بلکه برای یادآوری طراحی میشود. چنین رویکردی در فضاهای یادمانی، موزهها یا مراکز فرهنگی بیشترین جلوه را دارد.
در نهایت، حافظهی فضایی، پلی است میان گذشته و آینده. معماری میتواند با حفظ نشانههای گذشته، زمینهای برای شکلگیری حافظههای تازه باشد. نه موزهای ایستا، بلکه زنده و پویا؛ جایی که زمان در لایههای آن تنیده شده است.