رد شدن به محتوای اصلی

تاب‌آوری اقتصادی در شهر پس از جنگ

تاب‌آوری اقتصادی در شهر پس از جنگ: از مالیات ناعادلانه تا محرک‌های واقعی

نویسنده: شهباز غفوری

دوازده روز جنگ، حتی اگر بدون تخریب کالبدی گسترده در تهران باشد، برای شکستن ذهن شهروندان و اقتصادی شهر کافی‌ست. تجربه اخیر از حملات موشکی و فرار گسترده شهروندان، صرف‌نظر از نتایج نظامی، نشان داد که مسأله اصلی در پسا‌بحران، بازسازی ذهنی و معیشتی شهروندان است؛ نه صرفاً تعمیر زیرساخت یا بازسازی نمای شهری. تهران، به‌عنوان کلان‌شهری با آسیب‌پذیری بالا، بیش از هر چیز نیازمند بازنگری در بنیان‌های اقتصادی خود است. باید تلاش شود تا به‌جای بازتکرار کلیشه‌های دانشگاهی یا تقلیل‌گرای سیاسیون، به محورهایی پرداخته شود که مستقیماً بر معیشت شهروندان تأثیر می‌گذارد و امکان تاب‌آوری واقعی را فراهم می‌کند.

نخستین مسأله، ساختار تأمین مالی شهرداری‌ها است؛ مدلی که نه مانا است، نه عادلانه. شهرداری‌ها بخش بزرگی از منابع خود را از محل عوارض ناشی از مالیات بر ارزش افزوده دریافت می‌کند؛ عوارضی که اساساً از مصرف نهایی شهروندان و کسب‌وکارهای خرد تأمین می‌شود. در چنین مدلی، تورم نه‌تنها فشار معیشتی را افزایش می‌دهد، بلکه به‌صورت مضاعف منابع شهرداری را از جیب اقشار فرودست تأمین می‌کند. در واقع، با هر افزایش قیمت کالاها، شهرداری سهم بیشتری می‌برد؛ بدون اینکه الزاماً کیفیت خدمات نیز افزایش یابد. این ساختار در زمان جنگ و پس از آن، کاملاً نامانا و ضدتاب‌آور است. این به معنای بد بودن عوارض و مالیات بر ارزش افزوده نیست بلکه قطعاً وجود آن الزامی است، لکن در چنین شرایط اقتصادی و البته در حتی شرایط خارج از بحران رقم آن نامعقول و سنگین است که باید براساس واقعیت اقتصاد ایران تعدیل شود.

این الگوی مالی، یک تضاد درونی دارد: از یک‌سو درآمد شهرداری را افزایش می‌دهد، اما از سوی دیگر قدرت خرید و قدرت سرمایه‌گذاری شهروندان را به‌شدت کاهش می‌دهد. در عمل، شهر را به بنگاهی تبدیل می‌کند که بقای آن وابسته به تضعیف اقتصادی شهروندان است. این نه تنها ناعادلانه، که خطرناک است. در این شرایط، فشارهای اقتصادی نه تنها به طبقات پایین، بلکه به طبقات متوسط نیز منتقل می‌شود. کسب‌وکارهای کوچک و خدمات محلی، نخستین قربانیان چنین ساختاری‌اند. تداوم این مدل می‌تواند به رکود مزمن، مهاجرت معکوس و فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود.

برای جایگزینی این مدل، باید به‌سمت مالیات‌های بازتوزیعی و هدفمند رفت؛ مانند مالیات و عوارض بر ارزش زمین بایر، نه بر ساخت‌وساز. این مدل به جای آنکه ساخت‌وساز را تنبیه کند، احتکار زمین را هدف می‌گیرد. در کنار آن، معافیت‌های عوارض و مالیاتی برای فعالیت‌های حیاتی (غذا، حمل‌ونقل عمومی، تولید خرد) و وضع مالیات پلکانی بر مصرف لوکس می‌تواند فضای تنفس ایجاد کند. اما پیش‌نیاز آن، شفافیت مالی دولت و شهرداری و کاهش هزینه‌های غیرضروری است. در شرایط پساجنگ، شهرداری باید به چارچوب قانونی خودش بازگردد و بیشتر شبیه یک تسهیل‌گر اجتماعی-اقتصادی عمل کند تا یک نهاد درآمدمحور.

در کنار اصلاح ساختار مالی، باید به ساختار کالبدی و فیزیکی شهر نیز توجه کرد. تهران از دهه‌ها پیش به‌جای رشد متوازن، شاهد گسترشی بی‌ضابطه و بی‌هدف بوده است. طرح جامع تهران نه‌تنها فاقد راهبرد روشن کالبدی است، بلکه با طرح‌های تفصیلی ناهماهنگ نیز همراه شده است. تراکم، نه براساس ظرفیت محله و زیرساخت، بلکه براساس قدرت نفوذ ذی‌نفعان برای فشار بر بازار توزیع شده است. در چنین وضعیتی، شهر دچار آشفتگی فضایی شده و توزیع خدمات، فرصت‌ها و دسترسی به منابع کاملاً نامتوازن است.

برخلاف تصورات رایج، مسأله امروز تهران فرسودگی نیست، بلکه نوسازی بیش از حد و حذف محدوده‌های ارزان‌قیمت است. سیاست‌هایی که به اسم بازآفرینی، واحدهای قدیمی و ارزان را نابود کرده‌اند، عملاً فرصت‌های اشتغال، سکونت و فعالیت خرد را نابود ساخته‌اند. اکنون، فضاهای نوساز فراوانی وجود دارد که یا خالی مانده‌اند یا با قیمت‌های نامعقول، از دسترس شهروندان خارج شده‌اند. این امر هزینه فضا را به‌حدی افزایش داده که حتی حداقل سکونت و کسب‌وکارهای کوچک هم امکان ادامه فعالیت ندارند.

در این زمینه، سیاست فروش هدفمند تراکم، می‌تواند به‌عنوان یک محرک اقتصادی عمل کند. این سیاست در صورتی که در مناطق کم‌برخوردار و بر پایه زیرساخت مناسب انجام شود، هم صنعت ساختمان به‌عنوان یکی از صنایع پیشران را فعال می‌کند، و هم درآمد قابل مدیریت و پیش‌بینی برای شهرداری ایجاد می‌کند. نکته اساسی آن است که این تراکم باید در خدمت توسعه متوازن باشد، نه گسترش حباب املاک. منابع حاصل از فروش تراکم نیز باید در تقویت حمل‌ونقل عمومی، زیرساخت خدمات عمومی و کاهش هزینه سکونت صرف شود، نه پروژه‌های نمادین.

از سوی دیگر، گسترش کاربری‌های اداری و تجاری در سطح شهر به‌ویژه در مقیاس متناسب می‌تواند ضریب اشتغال مانا را بالا ببرد. امروز بسیاری از محدوده‌های مسکونی تهران به پهنه‌های اداری بی‌سکونت بدل شده‌اند. اگر بتوان از طریق سیاست‌گذاری کالبدی و مالی، زمینه شکل‌گیری فضاهای کار کوچک، خدمات محلی و بازارهای خرد را فراهم کرد، تاب‌آوری اقتصادی شهروندان نیز افزایش خواهد یافت. افزایش مساحت کاربری تجاری در شهر، به معنای افزایش ظرفیت اشتغال روزانه است، و این نکته‌ای است که در برنامه‌ریزی‌های سنتی غالباً نادیده گرفته می‌شود.

مسأله مهم دیگر، سکونت است. ساختار اجاره‌داری در تهران نامانا، غیرشفاف و بی‌قاعده است. در غیاب هرگونه سیاست حمایتی از مستأجران، شهروندان دائماً در حال جابه‌جایی، ناامنی و فشار مضاعف هستند. پیشنهادهایی مانند اجاره‌داری اجتماعی، تعاونی‌های سکونتی، و حمایت از ساخت‌وساز برای اجاره ارزان، می‌تواند دست‌کم بخشی از معضل را پاسخ دهد. همچنین، سیاست‌هایی مانند سقف رشد اجاره‌بها نه به شکل دستوری،تعزیراتی و تنبهی بلکه به شکل مشوق‌های مالیاتی برای مالکان نیک‌رفتار، و وضع مالیات بر خانه‌های خالی نیز ضروری‌اند.

در مجموع، تاب‌آوری اقتصادی مفهومی دانشگاهی یا سیاسی نیست. موضوعی کاملا تخصصی بر سر آن است که در لحظات بحرانی، آیا شهروند می‌تواند هزینه زندگی را بدهد؟ آیا می‌تواند کسب‌وکار کوچک خود را حفظ کند؟ آیا می‌تواند بدون ترس از تخلیه یا اخراج، خانه‌ای اجاره کند؟ آیا می‌تواند به خدمات عمومی با کیفیت، شفاف و پاسخ‌گو دسترسی داشته باشد؟ پاسخ به این پرسش‌هاست که تعیین می‌کند تهران در برابر بحران‌های بعدی چه جنگ، چه فروپاشی اقتصادی تاب می‌آورد یا نه.

آینده تهران در گروی بازتعریف رابطه میان شهروند و شهر است؛ نه در قالب شهروند به‌مثابه منبع درآمد برای دولت و شهرداری، بلکه به‌مثابه موضوع حقوق فردی و عمومی. تا زمانی که این چرخش گفتمانی رخ ندهد، حتی پیشرفته‌ترین ابزارهای برنامه‌ریزی شهری و اقتصادی هم نمی‌توانند معیشت شهروند و اقتصاد این شهر را نجات دهند.

مطالب پرخواننده

شیکیتا گانای؛ پذیرش آن‌چه نمی‌توان تغییر داد

شیکیتا گانای؛ پذیرش آن‌چه نمی‌توان تغییر داد نویسنده: شهباز غفوری «شیکیتا گانای» (Shikata ga nai) عبارتی است ژاپنی که به‌سادگی می‌توان آن را به این معنا ترجمه کرد: «کاری نمی‌توان کرد» یا «چاره‌ای نیست». اما فراتر از یک جمله‌ی ساده‌ی تسلیم، این مفهوم در فرهنگ ژاپنی ریشه‌ای عمیق در واقع‌گرایی، تاب‌آوری و نگاه کاربردی به محدودیت‌های زندگی دارد. ژاپنی‌ها با گفتن این عبارت، در برابر شرایطی که فراتر از کنترل آن‌هاست، حالت پذیرش فعالانه‌ای اتخاذ می‌کنند. نه از سر انفعال، بلکه برای آن‌که نیروی ذهنی و عاطفی خود را بر آن‌چه می‌توان تغییر داد متمرکز کنند. در بسیاری از موقعیت‌ها، انسان‌ها با پدیده‌هایی روبه‌رو می‌شوند که خارج از اراده و اختیار آن‌هاست: از بلایای طبیعی تا اشتباهات تاریخی، بیماری، مرگ، شکست‌های ناگهانی یا بی‌عدالتی‌های ساختاری. در این موقعیت‌ها، انکار، خشم، یا مقاومت مداوم، تنها منجر به فرسایش ذهنی و سردرگمی بیشتر می‌شود. شیکیتا گانای، روشی برای مدیریت این واقعیت‌هاست؛ نه با فرار، بلکه با پذیرش خردمندانه. این پذیرش البته به معنای کنار کشیدن از اق...

میهن دوستی: تعلق، فردیت و همبستگی انسانی

میهن‌دوستی: تعلق، فردیت، و همبستگی انسانی نویسنده: شهباز غفوری میهن‌دوستی، در ساده‌ترین معنای خود، به احساسی از تعلق و علاقه به سرزمینی گفته می‌شود که فرد در آن زاده شده، زیسته یا به آن احساس خانه‌بودگی دارد. این احساس، برخلاف بسیاری از برساخته‌های ایدئولوژیک، نه محصول مهندسی اجتماعی بلکه بازتابی از تجربه‌ی زیسته، حافظه‌ی بدنی، خاطره‌ی جمعی و پیوندهای عاطفی انسان با مکان است. میهن‌دوستی برآمده از تماس طولانی‌مدت فرد با یک اقلیم، زبان، سبک زیست، فضای شهری، معماری، و روابط انسانی خاص است که در گذر زمان بدل به بخشی از موجودیت شخصی می‌شود، بی‌آنکه الزاماً مستلزم نفی دیگران یا حذف تفاوت‌ها باشد. این احساس، در شکل اصیل و طبیعی خود، هم‌زاد فردیت است. انسان می‌تواند به مکان خود دلبسته باشد، بی‌آنکه این دلبستگی را به نفرت از مکان‌های دیگر یا انسان‌های متفاوت ترجمه کند. درست برخلاف ملی‌گرایی که بر همگن‌سازی اجباری تکیه دارد، میهن‌دوستی به تفاوت‌ها احترام می‌گذارد؛ زیرا نقطه‌ی آغاز آن، فرد است نه «ملت» به‌مثابه یک کل انتزاعی. در میهن‌دوستی، فرد با تمام ویژگی‌های انسانی‌اش، از...

دومینوی سقوط پایتخت

دومینوی سقوط پایتخت، مصوبه «صدور پروانه ساخت در اراضی ذخیره» توسعه و نامانا با اولویت درآمدزایی نویسنده: شهباز غفوری چند روز پس از تصویب این مصوبه، نگرانی‌های متخصصان و دست‌اندرکاران عرصه‌ی شهرسازی دامن پایتخت را دربرگرفته است. هدف اعلام‌شده برای افزایش درآمدزایی و تسهیل ساخت در زمین‌هایی با وضعیت توسعه‌ای نامشخص، در عمل به سیاستی منجر شده که بدون بررسی فنی، امنیتی و محیط‌زیستی، زمینه‌ساز خسارت‌های طولانی مدت برای شهر خواهد بود. ارجحیت درآمد بر امنیت کالبدی: این طرح در شرایطی اجرایی شد که هیچ تضمینی برای ساخت ایمن ساختمان‌ها و تجهیزات خدماتی ارائه نمی‌دهد. پروانه‌هایی که صرفاً بر مبنای درآمد فروخته می‌شوند، بدون آنکه تکنولوژی مناسب مقاوم‌سازی، سیستم‌های ایمنی یا مانایی محیطی بررسی شده باشند، صادر می‌شوند. در نتیجه، ممکن است در مناطقی با خاک حساس یا در مرزهای خطر فرونشست یا ایستایی روبه‌رو شویم. نبود حضور کارشناسی شهرسازان: بررسی تأثیر نتیجه این تصمیم بر طراحی‌های شهری، زیرساخت و کیفیت عمرانی شهری، حتی به صورت حداقلی هم انجام نشده است. مهندسان عمران یا برنامه‌ریز...

کربن صفر: فراتر از اصول معماری احیاگر

فراتر از کربن صفر: اصول معماری احیاگر نویسنده: شهباز غفوری مفهوم ساختمان‌های کربن صفر؛ یعنی سازه‌هایی که به‌اندازه انرژی مصرفی خود تولید می‌کنند، گامی مهم در مسیر معماری مانا محسوب می‌شود. با این حال، در مواجهه با چالش‌های پیچیده اقلیمی، صنعت معماری به سمت چشم‌اندازی بلندپروازانه‌تر حرکت کرده است: معماری احیاگر. طراحی احیاگر تنها به کاهش آسیب قانع نیست؛ هدف آن بازسازی و غنی‌سازی اکوسیستم‌ها، ارتقای کیفیت زندگی انسان و تقویت پیوندهای اجتماعی است. در این دیدگاه، ساختمان‌ها نه موجودیت‌های منفعل، بلکه بازیگرانی فعال در بهبود محیط زیست تلقی می‌شوند و نگرشی جامع به پایداری ارائه می‌کنند که فراتر از معیارهای انرژی است و شامل تنوع زیستی، چرخه‌های آب، مصالح و رفاه اجتماعی نیز می‌شود. اگر پایداری به کاهش آسیب تمرکز دارد، احیاگری به مشارکت مثبت می‌اندیشد. معماری احیاگر ساختمان‌ها را به عنوان عاملان اکولوژیک و اجتماعی در نظر می‌گیرد؛ سازه‌هایی که می‌توانند کربن جذب کنند، خاک را بازسازی کنند، آب را تصفیه کنند و سلامت ذهنی و جسمی کاربران را ارتقا دهند. این تغییر پارادایم نشان‌دهنده درکی ...

مصالح زنده: میسلیوم، جلبک و کامپوزیت‌های باکتریایی

مصالح زنده: میسلیوم، جلبک و کامپوزیت‌های باکتریایی نویسنده: شهباز غفوری مفهوم مصالح زنده مرز میان زیست‌شناسی و ساخت‌وساز را دگرگون کرده است. برخلاف مصالح سنتی که ماهیتی بی‌جان و ایستا دارند، مصالح زنده قادر به رشد، سازگاری و حتی خودترمیمی هستند. این مصالح با بهره‌گیری از میکروارگانیسم‌ها، سلول‌های گیاهی و سایر عوامل زیستی، سامانه‌هایی پاسخگو و احیاگر برای محیط ساخته‌شده ایجاد می‌کنند. میسلیوم، جلبک و کامپوزیت‌های باکتریایی به‌عنوان نامزدهای پیشرو در آینده طراحی زیست‌یکپارچه در حال ظهورند و تولید کم‌کربن، چرخه‌های حیات بسته و ویژگی‌های زیبایی‌شناسانه نوینی را ارائه می‌دهند که مرز میان طبیعت و معماری را محو می‌سازد. میسلیوم: شبکه‌های قارچی به‌عنوان عناصر سازه‌ای میسلیوم، شبکه ریشه‌ای قارچ‌ها، به‌عنوان ماده‌ای سبک و زیست‌تخریب‌پذیر برای ساخت‌وساز مورد توجه قرار گرفته است. زمانی که بر روی ضایعات کشاورزی پرورش یابد، به پانل‌هایی متراکم و اسفنج‌مانند تبدیل می‌شود که ذاتاً مقاوم در برابر آتش و عایق حرارتی هستند. امروزه کامپوزیت‌های میسلیومی در بسته‌بندی و سازه‌های مو...

راهکارهای مبتنی بر طبیعت در مقیاس محله: تاب‌آوری و همسازی با اکوسیستم

راهکارهای مبتنی بر طبیعت در مقیاس محله: تاب‌آوری و همسازی با اکوسیستم نویسنده: شهباز غفوری در عصر بحران‌های اقلیمی و فشار روزافزون بر زیرساخت‌های شهری، نگاه به طبیعت نه‌تنها به‌عنوان یک منبع الهام، بلکه به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از طراحی شهری اهمیت یافته است. راهکارهای مبتنی بر طبیعت (Nature-Based Solutions - NBS) رویکردی نوآورانه برای ادغام فرایندهای طبیعی در زیرساخت‌های شهری ارائه می‌کنند؛ رویکردی که به‌جای اتکا به سامانه‌های سخت‌افزاری و خاکستری، از قابلیت‌های خودترمیمی اکوسیستم‌ها برای کاهش خطرات، ارتقای کیفیت زندگی، و ایجاد شهری تاب‌آور بهره می‌گیرد. مقیاس محله به‌عنوان یک مقیاس راهبردی برای پیاده‌سازی NBS انتخاب شده است، زیرا این سطح، نقطهٔ اتصال میان زندگی روزمرهٔ شهروندان، ساختار کالبدی شهر، و سیستم‌های طبیعی محسوب می‌شود. مداخله در این مقیاس، ضمن اینکه تأثیر مستقیم بر کیفیت زیست محلی دارد، فشار را از دوش شبکه‌های زیرساختی کلان نیز برمی‌دارد. این رویکرد با تاکید بر فضای عمومی، عدالت زیست‌محیطی، و طراحی همساز با اقلیم، آینده‌ای برای شهرها ترسیم ...

بازسازی، نه بازمعماری

بازسازی، نه بازمعماری: تأملی بر مسابقه طراحی برای ساختمان شیشه‌ای نویسنده: شهباز غفوری ساختمان شیشه‌ای صداوسیما، از آثار ماندگار دفتر عبدالعزیز فرمانفرمائیان، تنها یک بنای اداری نیست؛ بلکه بخشی از حافظه‌ فضایی و رسانه‌ای ایران است. این ساختمان که در اواخر دهه ۱۳۴۰ طراحی شد، از نمونه‌های برجسته معماری بروتالیستی در سطح آسیا و حتی جهان به‌شمار می‌رود. ترکیب شفافیت مدرن در نمای شیشه‌ای با صراحت سازه‌ای بتن، در کنار نسبت‌های فضایی هوشمندانه، این اثر را به نمادی از آفرینش معماری در بستر فرهنگ ایرانی بدل کرده است. ساختار حجمی، نقشه‌ها و مواجهه دقیق این ساختمان با محورهای شهری پیرامون، نشان از درکی عمیق از هم‌نشینی عملکرد، فرم و معنا دارد. در چنین سطحی از اصالت و استناد، هرگونه اقدام برای بازتعریف فرم یا برگزاری مسابقه‌ طراحی می‌تواند با خطر کاستن از لایه‌های حافظه‌ معماری همراه شود. رویکرد بازسازی در اینجا نیازمند دقتی فراتر از نوآوری است؛ و وفاداری به اصالت را طلب می‌کند. اعلام استفاده از الگوی مسابقه معماری برای بازسازی این بنا از سوی نهادهای متولی، و ارجاع به ت...

راهنمای بازاستفاده تطبیقی

راهنمای بازاستفاده تطبیقی: تبدیل کهنگی به ارزش نویسنده: شهباز غفوری ساختمان‌ها و سازه‌ها معمولاً عمر بسیار طولانی‌تری نسبت به کاربرد اولیهٔ خود دارند. بازاستفادهٔ تطبیقی، این دوره‌های متروکی و بلااستفادگی را به فرصتی برای خلق ارزش تبدیل می‌کند؛ این رویکرد نه‌تنها انرژی نهفتهٔ ساختمان‌ها را حفظ می‌کند، بلکه حافظهٔ تاریخی و فرهنگی اجتماع را نیز زنده نگاه می‌دارد. با افزایش کمیابی زمین و تشدید الزامات مانایی در طراحی، بازاستفادهٔ تطبیقی به عنوان ابزاری استراتژیک برای دمیدن حیات دوباره به محدوده‌های قدیمی شناخته می‌شود. این فرایند ترکیبی از خلاقیت در طراحی، همفکری با اجتماع محلی و پشتیبانی سیاستی است تا ساختمان‌های متروک یا کم‌استفاده را به دارایی‌های ارزشمند شهری بدل کند. اهمیت بازاستفادهٔ تطبیقی تخریب بناها اغلب به اتلاف منابع، تخریب خاطرات جمعی و افزایش انتشار کربن منجر می‌شود. بازاستفادهٔ تطبیقی با بهره‌گیری از پوستهٔ سازه‌ای، اجزای معماری و جایگاه تاریخی ساختمان‌ها، این آثار منفی را کاهش می‌دهد. پروژه‌هایی همچون تبدیل نیروگاه سابق به گالری هنری یا انبارهای قدی...

هفده اصل زیبایی‌شناسی ایرانی

۱۷ اصل زیبایی‌شناسی ایرانی نویسنده: شهباز غفوری زیبایی‌شناسی ایرانی نه مجموعه‌ای پراکنده از سلیقه‌ها و ذوق‌ها، بلکه شبکه‌ای ژرف و پیوسته از ادراک، معنا، فرهنگ و تجربه تاریخی است. در طول هزاران سال، از خط میخی ایلامی تا کاشی‌کاری صفوی، از باغ ایرانی تا خوشنویسی نستعلیق، و از خانه‌ای روستایی تا آیین‌های مردمی، نوعی نگاه ویژه به زیبایی در ایران شکل گرفته که با واژگان غربی به‌تمامی قابل وصف نیست. این یادداشت، با تکیه بر واژگان فارسی اصیل و تحلیل مفهومی، تلاش می‌کند ۱۷ اصل بنیادین این زیبایی‌شناسی را بازشناسایی و طبقه‌بندی کند؛ اصولی که نه تنها ریشه در رسوم دارند، بلکه همچنان قابلیت تفسیر و به‌کارگیری در هنر، طراحی، معماری و فرهنگ معاصر ایران را دارا هستند. نظام زیبایی‌شناسی ایرانی را باید نه صرفاً در جلوه‌های بصری، بلکه در ساختار ذهنی و هستی‌شناختی فرهنگ ایرانی جست. به همین دلیل، هر اصل معرفی‌شده، هم به‌مثابه یک تجربه حسی و هم یک نگرش وجودی قابل درک است. در ادامه، این ۱۷ اصل با شرح دقیق، تحلیل معنایی و جایگاه فرهنگی‌شان معرفی می‌شوند. ۱. زاستار (هم‌آوایی با خلقت): این اصل...

یادگیری ماشینی در طراحی و شهرسازی

هوش مصنوعی سبز: مسیر مسئولانه یادگیری ماشینی در طراحی و شهرسازی نویسنده: شهباز غفوری هوش مصنوعی (AI) در حال تغییر تمامی صنایع است و معماری، برنامه‌ریزی شهری و طراحی محیط نیز از این تحول بی‌نصیب نیستند. با این حال، در پس وعده‌های اتوماسیون و نوآوری مبتنی بر داده، هزینه‌های پنهانی نهفته است: محاسبات انرژی‌بر و منابع‌طلب. آموزش مدل‌های گسترده یادگیری ماشینی معمولاً به پردازش فوق‌العاده نیاز دارد، مصرف انرژی در سطح مگاوات‌ساعت و انتشار کربن قابل توجهی را به همراه دارد. در شرایطی که شهرها و دفاتر طراحی به دنبال توسعه مانا هستند، پارادوکس اثر محیطی هوش مصنوعی غیرقابل چشم‌پوشی است. «هوش مصنوعی سبز» پاسخ به همین چالش است، با هدف نه تنها توسعه الگوریتم‌های هوشمند، بلکه الگوریتم‌هایی که اثرات زیست‌محیطی خود را به حداقل برسانند. در حوزه محیط ساخته‌شده، جایی که پایداری یک اولویت محوری است، هوش مصنوعی سبز مسیر روشنی برای هماهنگ کردن پیشرفت‌های یادگیری ماشینی با اهداف اقلیمی ارائه می‌دهد. پیامدهای محیطی هوش مصنوعی آموزش یک مدل پیشرفته یادگیری ماشینی می‌تواند به اندازه ...